محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3779
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىكرد و تخلف نمىكرد . گويد : طرخون بسبب به ثابت خشم آورد ، نيزك و سبل و مردم بخارا و صغانيان نيز با وى فراهم آمدند و همراه ثابت پيش موسى بن عبد الله رفتند ، هزيمتيان عبد الرحمن هاشمى از هرات و هزيمتيان ابن اشعث از عراق و از ناحيهء كابل و نيز گروهى از تميميان خراسان كه در اثناى فتنه با ابن خازم جنگ مىكرده بودند پيش موسى آمده بودند و بدين سان هشت هزار كس از مردم تميم و قيس و ربيعه و يمن به دور موسى فراهم آمده بود . گويد : ثابت و حريث به دو گفتند : « حركت كن كه از نهر عبور كنيم و يزيد بن - مهلب را از خراسان برون كنيم و ترا ولايتدار كنيم كه طرخون و نيزك و سبل و مردم بخارا نيز با تواند . » گويد : موسى آهنگ اين كار كرد اما يارانش به دو گفتند : « ثابت و برادرش از يزيد بيمناكند ، اگر يزيد را از خراسان برون كنى و آسوده خاطر شوند ، كار را به دست گيرند و خراسان را از دست تو بگيرند ، در جاى خويش باش » گويد : موسى رأى آنها را پذيرفت و در ترمذ بماند و به ثابت گفت : « اگر يزيد را برون كنيم عامل عبد الملك خواهد آمد ولى عاملان يزيد را از ما وراء النهر كه مجاور ماست بيرون مىكنيم و اين ناحيه از آن ما مىشود كه آن را مىخوريم . » گويد : ثابت بدين رضا داد و همه عاملان يزيد را از ما وراء النهر بيرون كرد ، مالها سوى ايشان فرستاده شد و كار آنها و نيز كار موسى نيرو گرفت و طرخون و نيزك و مردم بخارا و سبل به ديار خويش رفتند ، تدبير كارها با حريث و ثابت بود موسى سالار بود اما بجز اسم چيزى با وى نبود . گويد : پس ياران موسى با وى گفتند : « چنان مىبينيم كه بيشتر از نام سالارى چيزى با تو نيست و تدبير كارها با حريث و ثابت است ، آنها را بكش و كار